توت فرنگی کوچولو

خوش آمدید .

http://www.totalgifs.com/welcome/77.gif

سلام خوش امدید به وبلاگم .

وبلاگ من پر از خاطره و عشق و علاقه ی خانواده ی من به هم و این که ما چه لحظات خوب و خوشی را در کنار هم در شادی و سلامتی داریم و...هست .

امیدوارم وبلاگم را دوست داشته باشید .

 

Bei uns findest Du kostenlose Gifs und gratis Cliparts, das Archiv wird stetig größer, außerdem wenn Du ein bestimmtes Gif  Clipart nicht finden kannst oder Hilfe bei der Homepageerstellung benötigst oder ... oder ... oder ... kannst Du Dich kostenlos in unserem Forum anmelden und Dir kostenlose Hilfe holen. Außerdem aktualisieren wir regelmäßig die Bilder damit Du immer etwas Neues zu finden hast.

هستی گلم عزیز دل مامان و بابا دختر قشنگم تولد ده  سالگیت مبارک باشه بهترین و زیباترین آرزو های دنیا رو برایت می خواهیم خوشحالیم که این روز زیبا را درکنار خانواده جشن گرفتیم من و بابا به داشتن دختر با ایمانی مثل تو که نماز می خونه و روزه می گیره و سعی داره قرآن رو هم با صوت و زیبا بخونه  و حجابش رو هم رعایت می کنه  افتخار می کنیم انشا الله خداوند هیشه در زندگی یاورت باشه و تو را از بدیها و پلیدی ها دور نگه داره . امشب برامون ویلون نواختی که باعث شادی خانواده شد امیدوارم هر چه زودتر تو رو در یک گروه موسیقی ببینیم دوستت داریم خیلی زیاد

بوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوس

 

نوشته شده در يکشنبه 29 تير 1393ساعت 23:03 توسط مامان و هستی

سلام دوستان بوس

همان طور که می دانید مامان من باردار بود و من قرار بود که خواهر بشم ، خیلی ذوق داشتم و منتظر بودم که زودتر روز زایمان مامانم برسه متنظر

94/1/5 مامانم گفت هستی احتمالا نیکی فردا به دنیا می یاد چون با دکترم صحبت کردم و دکتر گفته فردا بریم بیمارستان . وای من داشتم می مردم از خوشحالی و نمی دونستم چی بگم .

94/1/6: ( ساعت1 صبح ) :

از خوشحالی خوابم نمی برد و تا ساعت 1 توی تختم بیدار بودم . بعدش خسته شدم و از روی تختم بلند شدم و رفتم سمت حال پیش مامان و بابام . با تعجب پرسیدن چرا نخوابیدی ؟؟ منم در کمال خوشحالی گفتم خوابم نمی برد ( چه جواب قانع کننده ای دادم . خخخخخعینک) بعدش بابام خوابش گرفت و گفت بهتره بخوابه که فردا سرحال باشه بنابراین من و مامانم تنها تا ساعت 6 صبح بیدار بودیم و کلی خوش گذشت آرام

در ادامه مطلب به دنیا امدن خواهر خوشگلم و در بیمارستان را می نویسم ، خوشحال می شم که بخونید آرام

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 2 ارديبهشت 1394ساعت 20:17 توسط مامان و هستی |

سلام دوستان عزیزم ، ببخشید که برای یک مدت طولانی نبودم ، درس های امسالم واقعا سنگین هست و نمی تونم مثل قبلا سر بزنم .

نیکی خانم هم بزرگ شده توی شیکم مامانم و تکون می خوره و هی می گه سلام ، من اینجا هستم ، منم باهاش حرف می زنم ، حالش رو می پرسم و...

رفته بودیم سوناگرافی و اقای دکتر سوناگرافی 3 بعدی گرفت و صورتش رو دیدیم . بچه از الان به خواهرش رفته راضیعینک. بهش گفتم امیدوارم هوشت هم مثل چهره ی قشنگت ( یادتون باشه شبیه منه ) و هم چون ماهت مثل من ، زرنگ خانواده باشه چشمک خلاصه کلی از خودم تعریف کردم و....

بقیه در ادامه مطلب ...

نظر لطفا یادتون نره . مرسی بغل

ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه 25 آذر 1393ساعت 19:03 توسط مامان و هستی |

میدانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که میتوانند بدون

 

برگشتن  اشیاء پشت سر خود را ببینند ؟

 

شکلک ادامه مطلب

شکلک نظر بذارید

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393ساعت 0:10 توسط مامان و هستی |

سلام ، خیلی ناراحتم چون دیروز صبح یکی از خوانندگان محبوب و افتخار افرین ، اقای پاشایی ، به سمت اسمان به پرواز در امد .

دقیقا در 30 سال و 3 ماه و 3 روزگی فوت کردن ، در بیمارستان بهمن ...

درسته که ما ناراحتیم به خاطر از دست دادن ایشون ولی اقای پاشایی به ارامش رسیدن و پس از 1 سال مبارزه با سرطان از این زجر و عذاب راحت شدند و به ارامش رسیدند .

ما که خیلی با اهنگ هاشون خاطره داریم و دیگه نمی شه دنبال اهنگ های جدیدش باشیم ...

روحش شاد و یاد این هنرمند بزرگ گرامی ....

میم مثل یک مرد ...

میم مثل یک مردادی ...

میم مثل مرتضی ...

نوشته شده در شنبه 24 آبان 1393ساعت 20:25 توسط مامان و هستی |
نوشته شده در سه شنبه 6 آبان 1393ساعت 20:46 توسط مامان و هستی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 22 صفحه بعد